ویژگی های بنیادی کتابهای داستان کودک چیست؟

چکیده : آیا تا به حال به این فکر کرده اید که ویژگی های اساسی کتابهای داستان کودکان دقیقا باید چه باشند؟ صرفاً اینکه کتابی رنگ و لعاب کودکانه دارد یا محتوای آن قابل فهم برای این سنین است یا اینکه کلمات سنگین و نثر طولانی ندارد می تواند برای کودکان مفید باشد؟ البته ماجرا به همین جا خلاصه نمی شود، بسیاری از شعر هایی که برای کودکان نوشته می شوند نیز جزء کتاب های همین دسته قرار می گیرند و ...

تعداد بازدید: 174
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که ویژگی های اساسی کتابهای داستان کودکان دقیقا باید چه باشند؟ صرفاً اینکه کتابی رنگ و لعاب کودکانه دارد یا محتوای آن قابل فهم برای این سنین است یا اینکه کلمات سنگین و نثر طولانی ندارد می تواند برای کودکان مفید باشد؟ البته ماجرا به همین جا خلاصه نمی شود، بسیاری از شعر هایی که برای کودکان نوشته می شوند نیز جزء کتاب های همین دسته قرار می گیرند و می بایست از نظر اعتبار و مفید بودن مورد ارزیابی قرار گیرند. نوشتن کتاب کودکان آسان نیست. مواردی وجود دارند که باید از زمانی که کودکان توانایی خواندن دارند و کاملا حساس هستند، در نظر بگیرید و بر مبنای آن موارد کتابهای داستان کودک یا داستان صوتی کودکان را در اختیارشان قرار دهید؛ اما این موضوع بسیاری از نویسندگان کتاب کودکان جهان را از نوشتن آنچه که می‌خواهند، متوقف نکرده است؛ بنابراین، این مسئله در وجه مقابل، نباید شما را نیز متوقف کند.

کتاب‌های کودکان یک ایده و تم ساده دارند.
کتاب‌های کودکان، چیدمان پیچیده (اغلب آن‌ها) ندارند. هم چنین آن‌ها شخصیت‌های واقعی یا موقعیت واقعی ندارند. هر چیزی که در کتاب کودکان اتفاق می‌افتد - اگر یک داستان فانتزی یا تخیلی باشد - در زندگی واقعی هم اتفاق می‌افتد. کودکان سه عنصر اساسی را در یک داستان نیاز دارند یا می خواهند که دریافت کنند: تعلیق، شخصیت‌هایی که قابل باور هستند و شخصیت‌هایی که برای حل مشکلات عمل می‌کنند. ما موضوعات خود را در این مشکلات می‌یابیم.
کتابهای داستان کودکان باید حاوی داستان‌هایی باشد که عبارتند از ماجراجویی، راز، هیجان، کشف، جسارت، تازگی و مزاح. به نقل قول از ویلیام نیکلسون فیلم نامه نویس:
"ما می خوانیم تا بدانیم تنها نیستیم! پس کودکان می‌خواهند بدانند که راه‌هایی برای مقابله با معضلات وجود دارد یا خیر. نویسندگان باید ایده‌ها و استراتژی‌هایی ارائه دهند که به کودکان نشان می‌دهند که تنها نیستند."

کتاب‌های کودکان شخصیت‌هایی دارند که واقعی هستند.
شخصیت کتاب‌های کودکان حتی در داستان‌های پریان هم واقعی به نظر می‌رسند. این شخصیت‌ها به خوانندگان خردسال این اجازه و باور را تلقی می کند که آنها هم اشتباه می‌کنند و یاد می‌گیرند. این شخصیت‌ها همانطور که داستان پیش می‌رود رشد فیزیکی و عاطفی را تجربه می‌کنند. یک کتاب داستان مناسب کودکان را می توان با پاسخ یک یا هر دو از این سوالات یافت:
شخصیت کتاب در مورد هر موضوعی که صحبت می کند چه چیزی را آموزش می دهد؟
شخصیت آن داستان چه چیزی یاد می‌گیرد (و سپس یاد می دهد) تا با داستان کنار بیاید؟

به یاد داشته باشید که کتابهای داستان کودک با شخصیت های واقعی به این معنا نیست که شما باید موعظه کنید. در واقع، باید از آن اجتناب کنید. شما باید این داستان‌ها را نشان داده و به آن‌ها بگویید و موضوع را از طریق توسعه شخصیت بازگو کنید. بچه ها بیشتر به سرگرمی نیاز دارند تا اینکه کتابی در دست داشته باشند که آنها را نصیحت می کند. این اتفاق را حتی میتوان در لالایی کودکان و شعر هایی بازجست که به کودک این امکان را می دهد تا با نوایی آهنگین و اتفاقات تخیلی بتوانند موضوعی را بیاموزند یا اطلاعات خود را از جانب یک شخصیت ارتقا دهند.

کتابهای داستان کودک شامل دروس اخلاقی هستند.
مهم‌ترین چیز در مورد کتابهای داستان کودک این است که آن‌ها درس‌های اخلاقی را برای خوانندگان خود ارائه می‌کنند. هر داستانی درسی دارد تا نه تنها کودکان بلکه بزرگسالانی هم که آن‌ها را می‌خوانند از آن یاد بگیرند. این‌ها درس ‌های ساده‌ای هستند که درک شان هم آسان است. حتی این مسئله آن ها را برای آموختن درس های دوران مدرسه هم آماده می کند. مثال‌ها «دروغ نگویید»، «تقلب نکنید»، یا «با خواهر و برادر خود دعوا نکنید.» اگرچه کتاب‌های کودکان داستان قابل‌پیش‌بینی ندارد اما این مسئله می تواند بر روی ذهن آنها با طی کردن یک روند داستانی مشخص تاثیر بگذارد. این داستان‌ها می‌توانند خوانندگان جوان را به تفکر و تحلیل وادار کنند.

یک دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد آموزش ابتدایی دانشگاه پوردو اظهار کرده است که: «کتاب ها (ی کودکان) برای آموزش خواندن طراحی شده اند.» وی در ادامه توضیح داده: «وجود متن و تصویر در کنار هم کامل کننده است و بنابراین کودک در حالی که چیزهای بیشتری یاد می گیرد به خواندن کتاب هم علاقه مند تر می شود.»

در مقابل، چارلز دیکنز نویسنده قرن نوزدهم از تجربیات ادبی اولیه خود نوشته است که: «شنل قرمزی کوچک در کودکی اولین عشق من بود. احساس میکردم که اگر بتوانم با او ازدواج کنم، به خوشبختی کامل می رسیدم.» پس این دو نفر آشکارا خواندن و ادبیات کودکان را به روش‌های بسیار متفاوتی تلقی می‌کنند. یکی از آن‌ها امیدوار است که دروس اخلاقی و صحیح بر روی ذهنشان تاثیر بگذارد و دیگری به دنبال نوشتن کتاب‌هایی است که واکنش احساسی مخاطبین خود را برانگیزد. هر دو هدف، مستقیما به تجربیات آن‌ها و درک آن‌ها از دوران کودکی مربوط می‌شود. پس از این واسطه می توانیم درک کنیم که کتابهای داستان کودک یا داستان صوتی کودکان چطور و با چه پیش زمینه ای می توانند درک و شناخت کودکان را تغییر دهند و روی آن تاثیر بگذارند.
 کتابهای داستانی مخصوص کودکان، قابل خواندن، تصویر دار و مسحور کننده استقبال بیشتری دریافت می کنند.

کودکان خوانندگان نمایشی هستند (به ویژه آن‌هایی که کوچک‌تر هستند). آن‌ها به تصاویر کتاب ها خیلی زیادی بستگی دارند، حتی اگر بتوانند داستان را بخوانند و درک کنند؛ بنابراین، کتاب خوب برای کودکان، تصاویری دارد که به راحتی می‌تواند توجه آنها را به خود جلب کند. تصاویر عنصری از هیجان را ارائه می‌دهند، بنابراین کودکان به خواندن ادامه خواهند داد و مشتاق هستند بفهمند که بعد چه اتفاقی خواهد افتاد (تصاویر بعدی شبیه چه خواهند بود). حتی این موضوع در شنیدن داستان صوتی کودکان هم صدق می کند. آن هم درست وقتی که نه تصویری در کار است و نه متن، اما گوینده داستان با لحن و فضاسازی خود می تواند هیجان کودک را به دست بگیرد. علاوه بر این، اگر کلمات شما یک نمایش دیداری داشته باشند، همیشه جالب‌تر است. همچنین، متن کتاب‌های کودکان باید به اندازه کافی بزرگ باشد، بنابراین خواندن آن‌ها آسان خواهد بود.


کلید واژگان : کتاب، آموزش، کودک
منبع : ninisite.com






کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به دکتر شاهین نریمان می باشد.